السيد حامد النقوي
553
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
در اشعار درر بار خود نقلا عن لسان النبي صلى اللَّه عليه و آله و تصريح خود جناب امير المؤمنين عليه السّلام بثبوت امامت آن حضرت در روز غدير ، مراد از حديث غدير امامت و خلافت آن حضرت نيست . و از اينجا است كه جمعى از متفطنين ايشان بر حقيقت حال متنبه شدند ، و انكار دلالت اين حديث شريف بر امامت جناب امير المؤمنين عليه السّلام باطل محض دانستند ، ناچار با وصف قبول امر حق تأويلى ديگر در غايت فساد و بطلان تراشيدند ، يعنى گفتند كه مراد خلافت و امامت آن جناب بعد عثمان است . قوله : [ و نزد خود شيعه نص امامت حضرت امير را بار بار گفتن و تأكيد كردن همه لغو و بيهوده خواهد بود ، معاذ اللَّه من ذلك ] . أقول : اين توهم مخدوش است به چند وجه : اول : آنكه هر چند امر امامت مكررا مبين شده ، ليكن آنچه در واقعهء غدير واقع شده بلا شبهه امرى جديد بود ، كه آن استخلاف بود در جمع عظيم بقرب وفات با اخذ بيعت از مردم . دوم : آنكه هر گاه حسب مزعوم حضرات سنيه سه كس ديگر در لزوم مودت و محبت ( معاذ اللَّه ) بر جناب امير المؤمنين عليه السّلام فائق و سابق بودند و مودت و محبت آن حضرت متأخر و مفضول بود به سه مرتبه ، و نيز ظاهر است كه مرتبهء عمر از ابو بكر بمدارج كثيره كمتر بود ، كه عمر دوست مىداشت كه موى در صدر أبى بكر باشد ، و نيز دوست مىداشت كه در جنت بجايى باشد كه ابو بكر را ببيند ، و نيز عمر به قسم شرعى گفته : كه يك شب از أبى بكر بهتر است از آل عمر ، و يك روز أبى بكر بهتر است از آل عمر .